داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

شوهر فقط گفت: “عزیزم دوستت دارم!”

عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.

گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.

اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.

حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.
مردمان

حالا اگه می توانید تقلب کنید !!

 
با این کار استاد هر چی هم بلد بودن از مغزشون پرید...!
 
حالا اگه می توانید تقلب کنید !! + عکس www.taknaz.ir

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی )
طنزک و فـــانیکاتورهای بامزه جهـــت شادی روح!  طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir
 

 

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان
یه ده هزار تومنی داد!
سه تا پنج هزار تومنی داد!
پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!
یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!
طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

نمونه سوالهای رایج توی همه ی خونه ها
این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه ؟
چی از جون این یخچال بدبخت میخوای ؟
کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟
کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده ؟
این موقع شب با کی حرف میزنی ؟
چشمات در نیومد پای این کامپیوترِ کوفتی ؟
کی غذای منو خورده ؟

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

شونه آدم که هیچی
شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش یه دل سیر گریه کنیم !

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

آقا یه دقه وایسید !!! یه سوال ! مرد و مردونه ! بالا غیرتن
چرا وقتی اس ام اس خالی میفرستیم ، انگلیسی حساب می کنن ؟؟؟

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

سلامتی خانم هایی که میخوان پارک دوبل کنن
 ، دستشون میخوره به برف پاک کن
اشتباهی میزنن تو دنده چهار به جای دنده عقب
آخر سر هم خاموش میکنن !

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

تا حالا دقت کردین
وقتی یه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش دیده میکنه
تو مدت فیلم یه جوری نگاتون میکنه که انگار خودش فیلمو ساخته؟!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

یکی از بدترین لحظه های زندگی وقتیه که فیلم رقصیدنت رو توی جمع نگاه می کنی

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

کاربردی ترین چیزی که من از کتاب علوم دوران مدرسه یاد گرفتم اینه که
وقتی در ترشی یا مربا باز نمیشه, بگیرمش زیر آب گرم گرم!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..!
وقتی معلم میبردمون پا ی تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد..!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …
ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی
که بفهمونی دوستش داری …
دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ میخونم خوانندهه اشتباه میخونه !

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری نود و پنج درصدش میره لای دندونات و فقط پنج درصدش نصیب معدت میشه

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

امروز در بازار غیر رسمی هر اونس چاغاله بادوم دوازده هزار تومان معامله شد

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

لازم دونستم تاکید کنم که بهترین شغل داشتن بابای پولداره

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

تا حالا دقت کردین همیشه دَنده ماشین خوب جا می خوره به جز وقتی که یه پسر شاهد کار شماست

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

نمی دونم همه پیرزنا مثل برف پاک کن میرقصن ؟؟؟ یا مادر بزرگ من اینجوریه فقط ؟

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

دقت کردین !؟

الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه
از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار میشینه

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir
.
مکالمه دو پسر:
پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه … شبیه خرسای قطبی شدی الاغ…. کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری معلومه انقدر دایره میشی دیگه …
پسر دوم : خفه شو عوضی. حرف تو زر مفت هم نیست
( محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده )

مکالمه دو دختر :
 دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم …
دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم
( از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده)

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

من هر روز، از خونه که بیرون میزنم رو یه کاغذ مینویسم “امروز قراره بمیرم”
که اگه احیانا مردم، بگن یارو چقد خفن بوده، میدونسته..!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟؟

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

داشتم ماشین رو دنده عقب می‌ آوردم تو حیاط
مامانم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. بیا …. نیا !! لوله آب شیکست !

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

این دبستانى هایى که تو هفته دو روز تعطیلن،
اگه پس فردا بیان زِر زِر کنن که ما نسل سوخته ایم و اینا،
جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون که دیگه نتونند بلند بشن …!!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

یکی از چالش های بزرگی که در کودکی فراروی ِ من بودُ باهاش درگیر بودم
این بود که چه جوری “فریبرز عرب‌نیا” و “ابوالفضل پور‌عرب” رُ از هم تفکیک کنم !!!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

هیچ لذتی بالاتر از این نیست …که جواب تلفن های کسی رو ندی ، که قبلا جوابتو نمیداد

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

دقت کردین ؟
دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

دقت کردین !؟
- وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

- اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافیه یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه عالم میفهمن!

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی دو دو تموم شده

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

اگه میخوای همه افراد فامیلتونو از دخترخالت گرفته تا نوه عموتو با هم تو یه روز ببینی، پاشو همین الان دستِ دوس دختر یا دوس پسرتو بگیر، با هم برید بیرون یه دوری بزنید

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه.
دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.

طنزک های بامزه جهت شادی روح! (زنگ شادی ) www.taknaz.ir

اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حتماً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم
 

تنها محض خنده !!!

*یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت: یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن! فقط با آره یا نه جواب منو بده! باشه؟ گفتم: باشه. گفت: اوضاع اونجا چه جوریه؟!

*بنده خدا میره قهوه خونه میگه یه فنجون قهوه چنده...؟ طرف میگه پونصد. رفیق مون می پرسه شکرش چنده...؟ او هم میگه مجانیه. ایشون هم میگه پس 2 کیلو شکر بده!

*بنده خدا می ره امتحان گواهی نامه بده. چندبار رد میشه. بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره. می گه گواهی نامه! اون هم میگه دادین که می خواین؟

*دوتا جمله خفن دارم نه حسین پناهی گردن میگیره نه دکتر شریعتی! موندم چیکارش بکنم!

*یه ضرب المثل چینی هست که می گه: تا ایران هست بازیافت چرا؟!؟

*از این طرح هزاران لبخند که هیچی به ما نرسید. حالا اگه یه طرح هزاران فحش بذاره من یه نفری همه رو برنده میشم!

*چه لحظه باشکوهی بود. اون لحظه... وقتی معلم می بردمون پای تخته تا ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد...!

*مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید: می تونم بهت اعتماد کنم؟! در تاریخ حتی یک مورد هم جواب منفی ثبت نشده!

*تا حالا دقت کردین وقتی یه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش دیده می کنه تو مدت فیلم یه جوری نگاتون می کننه که انگار خودش فیلم رو ساخته؟!

*دو نفر داشتن با هم خالی می بستن. اولی گفت 40 سال پیش ساعت بابام تو همین رود افتاد! دیروز بعد این همه مدت رفتیم غواصی پیداش کردیم سالم بود! دومی گفت بابای من 40 سال پیش افتاد تو همین رود، دیروز دیدیم اومد خونه سالم سالم بود! اولی گفت تو این مدت او زیر چی کار می کرد؟ گفت: ساعت بابای تو رو کوک می کرد.

*همون دو نفر داشتن باز دوباره برای هم خالی می بستن. اولی می گه بابای من یه طویله خیلی بزرگ داره. وقتی یه گاو واردش می شه تا بخواد برسه ته طویله بچه دار می شه. اون گوساله هم گاو می شه. باز هم اون گاوه بچه دار می شه و باز دوباره اونگ وساله گاو می شه. همین جوری تا 7 بار این اتفاق می افته. بعد تازه گاوه می رسه ته طویله. دومی می گه این که چیزی نیست. بابای من یه عصای بزرگ داره. وقتی می ره بیابون برای شکار شیر، برای اینکه آفتاب اذیتش نکنه یا عصاش ابرها رو می کشه بالای سرش تا سایه بشه. اولی می گه. حالا بابای تو این عصا را کجا نگه می داره؟! دومی می گه: تو طویله بابای تو!

*نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: «شما برای چی می نویسید استاد؟» برنارد شاو جواب داد: «برای یک لقمه نان.» نویسنده جوان گفت: «متاسفم. برخلاف شما ما برای فرهنگ می نویسیم» و برنارد شاو گفت: «عیبی ندارد پسرم. هرکدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم.»

فقط جهت خنده ...!



عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir



عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir



عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir





عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir



عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir


عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir

عجایبی جالب که فقط در ایران می توان دید! ( تصویری) www.taknaz.ir




واقعیت های جالب در مورد خودتان که تابحال نمی دانستید!!!!

بدن انسان ماشین پیچیده و عجیب‌ غریبی است پر از مایعات که حرکت می‌کند، مواد شیمیایی را با هم ترکیب می‌کند و همه چیز از خاطرات گرفته تا مایع مخاطی تولید می‌کند. به احتمال زیاد در طول سال‌های تحصیل و از طریق رسانه‌ها،‌ کتاب‌ها و منابع مختلف،‌ اطلاعات زیادی در مورد بدن خود به دست آورده‌اید. اما هنوز نکات فراوانی هست که احتمالا در مورد بدن خودتان نمی‌دانید. لایوساینس برخی از رازهای زیبا و پیچیده بدن انسان را منتشر کرده که شاید در بین آن‌ها نکات عجیبی بیابید که تا به حال تصورش را هم نمی‌کردید!

۱٫ رنگ پوست شما را ۴ لایه رنگی می‌سازد
همه پوست‌ها، جدا از رنگی که دارند،‌ به خودی خود کرم مایل به سفید هستند. در نزدیکی سطح پوست، وجود رگ‌های خونی طیفی از رنگ قرمز به رنگ پوست اضافه می‌کند. همچنین نوعی رنگدانه زرد رنگ سایه زردی به رنگ پوست می‌افزاید. در نهایت، ماده‌ای به نام ملانین، در واکنش به میزان تابش فرابنفشی که بدان می‌تابد،‌ طیف قهوه‌ای رنگی به پوست می‌دهد که در بیشترین حالت به سیاهی می‌زند. ترکیب این ۴ رنگ، در نهایت رنگ پوست تمام افراد روی زمین را تشکیل می‌دهد.

۲٫ دنیا می‌تواند با شما بخندد
احتمالا شنیده‌اید که خمیازه مسری است. امتحان کنید، وقتی خمیازه می‌کشید دقت کنید ببینید اطرافیانتان چه‌طور شروع به خمیازه کشیدن می‌کنند! مطالعات جدید نشان می‌دهد که خنده هم رفتار تقلیدی را در انسان برمی‌انگیزد. در واقع وقتی صدای خنده را می‌شنویم، ناحیه خاصی از مغز که با حرکات چهره در ارتباط است تحریک می شود. تقلید نقش مهمی در تعاملات اجتماعی انسان‌ها دارد. رفتارهایی مانند عطسه، خنده، گریه و خمیازه راه‌هایی برای ایجاد ارتباطات اجتماعی قوی درون یک گروه محسوب می‌شوند.

۳٫ مغز بزرگ جای دندان‌ها را کم کرده است
تکامل کامل نیست. اگر بود،‌ احتمالا به جای این که از دست دندان‌های عقل بنالیم، الان ما بال داشتیم. گاهی برخی ویژگی‌های به درد نخور فقط به این دلیل که زیاد باعث آسیب نمی‌شوند، در طول تکامل با یک گونه می‌مانند. البته کاربرد دندان‌های عقل همیشه کسب درآمد بالا برای جراحان فک و دهان نبوده،‌ بلکه در گذشته به عنوان سری سوم دندان‌های آسیاب برای جویدن گوشت به کار می‌رفت. اما وقتی مغز در انسان بزرگ‌تر شد، ساختار استخوان‌های آرواره تغییر کرد و در نتیجه ما ماندیم و دهانی که جای کمی دارد و مخارج دندان‌پزشکی که کم هم نیست!

۴٫ مژک‌ها مایع مخاطی را جابه‌جا می‌کنند
اغلب سلول‌های بدن ما اندامک‌های ریز مو مانندی دارند که مژک نامیده می‌شوند. این مژک‌های بسیار ریز، در عملکردهای بسیاری در بدن نقش مهمی بازی می‌کنند، از گوارش گرفته تا شنوایی. درون بینی، مژک‌ها کمک می‌کنند که مایع مخاطی به طرف حلق برود و شما بتوانید راحت نفس بکشید. اما وقتی هوا سرد باشد، این کار سخت‌تر می‌شود و در نتیجه مایع مخاطی بینی برمی‌گردد و شما دچار آبریزش می‌شوید. همچنین اگر درون بینی به دلایلی مانند حساسیت یا سرماخوردگی و مانند آن ورم کرده باشد، یا این که مایع مخاطی بینی غلیظ شده باشد، مشکل مشابهی به وجود می‌آید و مژک‌ها نمی‌توانند کار خود را به خوبی انجام بدهند.

۵٫ بلوغ ساختار مغز را تغییر می‌دهد
همه ما می‌دانیم که با بلوغ و تغییرات هورمونی، بدن به رسش لازم برای تولید مثل می‌رسد. اما چرا سن نوجوانی این‌قدر با رفتارهای غیرقابل تحمل و خلق آزاردهنده و ناخوشایند همراه است؟ در واقع نوجوان‌ها تقصیری ندارند. هورمون‌هایی که در دوران بلوغ در بدن تولید می‌شوند، از جمله تستوسترون، در واقع روی رشد سلول‌های مغزی هم تاثیر می‌گذارند و تغییراتی که بدین ترتیب در ساختار مغز به وجود می‌آید، نتایج رفتاری متعددی را به همراه دارد. بنابراین در این زمان باید انتظار هیجان‌های ناخوشایند، بی‌علاقگی و بی‌تفاوتی و نیز مهارت‌های تصمیم‌گیری ضعیف را داشته باشید، در حالی که برخی نواحی قشر پیشانی مغز در حال رشد و رسش هستند.

۶٫ هزاران تخمک در بدن زن بدون استفاده از بین می‌رود
وقتی زن‌ها به دهه ۴۰ یا ۵۰ سالگی می‌رسند، چرخه عادت ماهیانه که سطوح هورمونی بدن او را کنترل می‌کرده و نیز تخمک‌ها را برای تلقیح آماده می‌ساخته، متوقف می‌شود. تخمدان‌ها استروژن کم و کم‌تری تولید می‌کنند که این امر تغییرات جسمانی و هیجانی در بدن زن ایجاد می‌کند. از این به بعد،‌ فولیکول‌های تخمک دیگر مانند سابق نمی‌توانند آزاد شده و رشد کنند. یک دختر نوجوان به طور میانگین حدود ۳۴ هزار فولیکول تخمک رشد نیافته در بدن خود دارد. اگر به طور متوسط در نظر بگیریم که در طول زندگی او، هر ماه یکی از این فولیکول‌ها کامل شده و آماده تلقیح شود، در مجموع حدود ۳۵۰ عدد از این فولیکول‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. با رسیدن به یائسگی، بقیه فولیکول‌ها رو به زوال می‌گذارند. وقتی دیگر هیچ احتمال بارداری در بین نباشد، مغز رهاسازی تخمک را متوقف می‌کند.

۷٫ بیشتر غذایی که می‌خورید صرف فکر کردن می‌شود
با این که مغز فقط ۲ درصد از وزن بدن ما را تشکیل می‌دهد، حدود ۲۰ درصد از اکسیژن و کالری بدن را مصرف می‌کند. برای این که منابع لازم به خوبی و به اندازه کافی به مغز برسند‌، سه سرخرگ بزرگ مغزی دائم در حال پمپ کردن اکسیژن به مغز هستند. هر گونه انسداد یا پارگی در هر یک از آن‌ها،‌ باعث می‌شود انرژی لازم به سلول‌های عصبی مغز نرسد و عملکرد مغز در ناحیه‌ای که با کمبود کالری و اکسیژن مواجه شده مختل شود. این یک ضربه یا حتی سکته مغزی است.

۸٫ استخوان‌ها می‌شکنند تا به ماهیچه‌ها و سلول‌های عصبی کلسیم برسد
استخوان‌های بدن ما علاوه بر این که ما را سر پا نگه می‌دارند و امکان حرکت به ما می‌دهند، یک فعالیت مهم دیگر را هم بر عهده دارند: ‌آن‌ها سطح کلسیم را در بدن تنظیم می‌کنند. بخش عمده‌ای از استخوان‌ها از فسفر و کلسیم تشکیل شده است. کلسیم ماده‌ای است که برای عملکرد ماهیچه‌ها و سلول‌های عصبی هم مورد نیاز است. وقتی میزان کلسیم بدن کم شود، هورمون‌های خاصی آزاد می‌شوند که باعث شکستن استخوان‌ها می‌شوند تا مقدار کلسیم در بدن بالاتر برود و به ماهیچه‌ها و سلول‌های عصبی برسد. این وضع تا زمانی که کلسیم بدن از طریق دیگری مانند تغذیه به حد طبیعی برسد متوقف نمی‌شود.

۹٫ حالت بدن روی حافظه تاثیر می‌گذارد
خاطرات ما تا حد زیادی به حواس ما وابسته هستند. گاهی یک بو یا یک صدا می‌تواند هر یک از ما را به زمانی دور در کودکی برگرداند. به احتمال زیاد شما هم بارها این یادآوری به واسطه یک حس را تجربه کرده‌اید. گاهی این تداعی کاملا روشن و واضح است اما گاهی مرموز است و فقط می‌دانیم که به خاطره‌ای مربوط است، ‌اما نمی‌توانیم به یاد بیاوریم که دقیقا آن خاطره چه بوده و به چه زمانی مربوط است. مطالعات جدید نشان می‌دهند که حافظه ما به حالت بدنمان هم وابسته است. بنابراین، این بار که سعی کردید خاطره‌ای را به یاد بیاورید که دور از ذهن به نظر می‌آید، سعی کنید بدنتان را در همان حالت قرار بدهید و به حافظه‌تان برای یادآوری کمک کنید!

۱۰٫ در شکمتان اسیدی خورنده و خطرناک حمل می‌کنید
وقتی می‌خواهید سوار هواپیما بشوید، همه مایعات را باید کنار بگذارید،‌ اما مایعی خطرناک همراه شما است که هیچ بخش امنیتی نمی‌تواند آن را از شما بگیرد: اسید هیدروکلریک! درون بخشی از سیستم گوارش انسان یعنی همان معده،‌ مایعی خطرناک و خورنده به نام اسید هیدروکلریک ترشح می‌شود. در صنعت از این اسید برای خوراندن فلزات استفاده می‌شود. این اسید می‌توانند روی فولاد اثر بگذارد، اما جای نگرانی نیست، مایع مخاطی درون سیستم گوارش به خوبی آن را می‌پوشاند تا این مایع سمی به بافت بدن شما آسیبی نرساند و فقط غذایی را که خورده‌اید هضم کند.

رابطه روز تولد و شخصیت شما

رابطه روز تولد و شخصیت شماروان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید

فرض می کنیم که شما متولد ۸ مهر ۱۳۵۵ هستید.مهر ماه هفتم (۷) سال است پس :

۲ = ۱+۱ = ۱۱ = ۰+۷+۳+۱ = ۱۳۷۰ = ۱۳۵۵+۷+۸
شماره تولد ۲ است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید .
تفسیر اعداد :

۱- خالق و مبتکر :

‘ یک’ ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال ‘یک’ ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که ‘بهترین’ باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند .

۲- پیام آور صلح :

‘ دو’ ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد . اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .

۳- قلب تپنده زندگی :

‘ سه ‘ ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند .

۴- محافظه کار :

‘ چهار’ ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند . بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند .

۵- ناهماهنگ با جماعت :

‘ پنج’ ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند .

۶- رمانتیک و احساساتی :

‘ شش’ ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند . یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند .. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.’شش’ ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند .

۷- عاقل و خردمند :

‘ هفت’ ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه !

۸- آدم کله گنده :

‘ هشت ‘ ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند .

۹- اجرا کننده و بازیگر :

‘ نه ‘ ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

خطای دید جالب


به تصویر زیر دقت کنید.

در نگاه اول اینطور به نظر میرسد که مستطیل های آبی و خط های افقی شیب دار هستند در حالی که اصلاً اینطور نیست.کاملاً موازی اند!


طالع بینی ایتالیایی شخصیت شما

طالع بینی ایتالیایی است که با توجه به روز تولدتان تنظیم شده است. کافی است با توجه به روز تولد میلادیتان گروه خود را انتخاب کرده و فالتان را بخوانید.
گروه روز تولد
A =1، ۶، ۱۱، ۱۶، ۲۱، ۲۶، ۳۱
B =2، ۷، ۱۲، ۱۷، ۲۲، ۲۷
C =3، ۸، ۱۳، ۱۸، ۲۳، ۲۸
D =4، ۹، ۱۴، ۱۹، ۲۴، ۲۹
E =5، ۱۰، ۱۵، ۲۰، ۲۵، ۳۰


گروه A
به عشق به عنوان مهمترین چیز در زندگی می نگرید و عاشقِ عاشق شدن هستید. عده ای از افراد این گروه به صداقت شخصی که به او علاقه مندند چندان اطمینانی ندارند. از بودن با دوستان لذت می‌برید و همواره سعی می‌کنید تا دوستی وظیفه شناس باشید.
به سختی می‌توانید احساسات و عواطفتان را کنترل کنید، که البته گاه از نقاط ضعفتان محسوب می‌شود. کسی که بر قلب و فکرتان تاثیرگذار است، این روزها بسیار به شما کمک خواهد کرد.

گروه B
رویاها و جاه طلبی هایتان از مهمترین مسائل زندگیتان به شمار می‌روند و شما قادرید هرکاری برای تحقق بخشیدن به آنها انجام دهید. به عشق اهمیت می دهید، اما ترجیح می‌دهید به دنبال شخصی کامل باشید. به سختی به دیگران اعتماد می کنید. به دوستانتان اهمیت می‌دهید، اما خیلی چیزها را از آنها پنهان می‌کنید.
شما اهل تفکر هستید و همواره هر دو روی سکه را می‌بینید. شما می‌توانید شریک زندگیتان را خوشبخت کنید.

گروه C
شما همیشه تصمیم گیری های عقلانی را به تصمیم گیری های احساسی ترجیح می‌دهید، به همین علت از دوستان زیادی برخوردارید. به زندگی به عنوان یک هدیه ی الهی می‌نگرید.
گروهی از مردم هستند که ایدآل شما محسوب می‌شوند و شما مایلید تا مدت زمان زیادی را با آنها بگذرانید.
به خوبی می‌توانید احساسات خود را کنترل کنید اما گاهی تصمیم گیریهای شما اثر منفی بر شریک زندگی و یا دوستانتان می‌گذارد. بسیار علاقه مندید تا یک شریک زندگی خوب برای همسرتان باشید.

گروه D
شما همیشه هدفی برای دنبال کردن در زندگی دارید و همواره آماده اید تا در برآوردن آ رزوهای آنها که دوستشان دارید، کمک کنید. دوستانتان اهمیت زیادی برایتان دارند و شما همیشه آماده ی کمک به آنها هستید.
به ندرت می‌توانید احساسات خود را کنترل کنید و به همین دلیل گاه مجبور می‌شوید تا دوباره کاری کنید.

گروه E
از آن دسته آدم هایی هستید که دوست دارید عاشق باشید. تصمیم گیری های عاطفی را بر تصمیم گیری های عقلانی ترجیح می‌دهید. شما زندگی را فقط در خوش گذرانی می‌بینید و از طرفداران دوست یابی هستید.
رویاهای بسیاری در سر دارید، اما چندان در جهت تحقق آنها تلاش نمی‌کنید و شاید همین مسئله جزء نقاط ضعف شما باشد. با کسی که از نظر شما شخصی کامل است برخورد خواهید کرد .

گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی

جدیدترین تست روانشناسی

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:

۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،

ب- عصر و غروب،

ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،

ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،

ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،

د _ آهسته و سربه زیر، ه- – خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،

ب- دستها را در هم قلاب مى کنید،

ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،

د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،

و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىکنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،

ب- چهارزانو،

ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،

د _ یک پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،

ب _ خنده، اما نه بلند،

ج _ با پوزخند کوچک،

د _ لبخند بزرگ،

ه_ لبخند کوچک

۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید

ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید

ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید

ب _ بسختى ناراحت مى شوید

ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى

ب- سیاه

ج- زرد یا آبى کمرنگ

د- سبز

ه- آبى تیره یا ارغوانى

و- سفید

ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت

ب- روى شکم (دمر)

ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى

د- سر بر روى یک دست

ه- سر زیر پتو یا ملافه…

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.

ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.

ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.

د- پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.

ه- اصلاً خواب نمى بینید.

و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید

امتیازات

سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

نتیجه گیرى:

* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر

هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید

به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد

بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز

در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.

* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

مرد ماهیگیر

 

يک تاجر آمريکايي نزديک يک روستاي مکزيکي ايستاده بود. در همان موقع يک قايق کوچک ماهيگيري رد شد که داخلش چند تا ماهي بود.
از ماهيگير پرسيد: چقدر طول کشيد تا اين چند تا ماهي رو گرفتي؟ 
ماهيگير: مدت خيلي کمي.

 


تاجر: پس چرا بيشتر صبر نکردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟ 
ماهيگير: چون همين تعداد براي سير کردن خانواده ام کافي است.
 
تاجر: اما بقيه وقتت رو چيکار مي کني؟


ماهيگير: تا دير وقت مي خوابم, يه کم ماهي گيري مي کنم, با بچه ها بازي ميکنم بعد ميرم توي دهکده و با دوستان شروع مي کنيم به گيتار زدن. خلاصه مشغوليم به اين نوع زندگي.
 
تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و مي تونم کمکت کنم. تو بايد بيشتر ماهي گيري کني.
اون وقت مي توني با پولش قايق بزرگتري بخري و با درآمد اون چند تا قايق ديگر هم بعدا اضافه ميکني. اون وقت يه عالمه قايق براي ماهيگيري داري.

ماهيگير: خوب, بعدش چي؟

تاجر: به جاي اينکه ماهي ها رو به واسطه بفروشي اونا رو مستقيــما به مشتري ها ميدي
و براي خودت کارو بار درست مي کني... بعدش کارخونه راه مي اندازي و به توليداتش نظارت
ميکني... اين دهکده کوچک رو هم ترک مي کني و مي روي مکــــزيکوسيتي! بعد از اون هم
لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورک... اونجاست که دست به کارهاي مهم تري مي زني...
 
ماهيگير:اين کار چقدر طول مي کشه؟

تاجر: پانزده تا بيست سال.

ماهيگير: اما بعدش چي آقا؟

تاجر: بهترين قسمت همينه,در يک موقعيت مناسب که گير اومد ميري و سهام شرکت رو به قيمت خيلي بالا مي فروشي! اين کار ميليون ها دلار برات عايدي داره.

ماهيگير: ميليون ها دلار! خوب بعدش چي؟

تاجر: اون وقت بازنشسته مي شي! مي ري يه دهکــده ي ساحلي کوچيک! جايي که مي توني تا دير وقت بخوابي! يه کم ماهيگيري کني, با بچه هات بازي کني! بري دهکده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزني و خوش بگذروني.

 

شعر سال


گر بميرد پسري ترشيده شود دختري

گر بميرند پسران ليته شود کل جهان

گر بميرد دختري يک بي وفا کم مي شود

گر بميرد دختران دنيا وفادار مي شود

گر بميرد دختري بر قبر او رويد گلي

گر بميرند دختران دنيا گلستان ميشود

گر بميرد پسري يک با مرام کم ميشود

گر بميرند پسران دنيا بي مرام ميشود

لطیفه

عشق مفرط همسر به خانم

مردي ميره بانک دزدي، وقتي کارش تموم ميشه رو ميکنه به يکي از مشتريان و ميگه تو ديدي که من دزدي کردم؟

مشتري ميگه : آره

دزده با شليک اسلحه مشتري رو مي‌کشه

بعد دزده رو مي‌کنه به يه زن و مرد ديگري و ميگه :

شما ديدين که من دزدي کردم:

مرده ميگه نه آقا من نديدم ولي زنم ديد!!!



[ شنبه 1390/08/14 ] [ 3:43 بعد از ظهر ] [ راد ]

حتما بخونید

به نام خداوند جان و خرد،کزین برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای،خداوند روزی ده رهنما

اول يه سر به حافظ بزنيم يکي از دوستام نيت کرده ببينيم فالش چي میشه:

خداياخودت يه دختري نصيبم کن که اين شرايطو داشته باشه

- نجيب و پاک باشه

- دوست پسر نداشته باشه و به يک پسر قانع باشه

- دروغ نگه و راستگو باشه

- خوشگل و دوست داشتني باشه

- بخاطر سرکيسه کردنم باهام نباشه

- بخاطر موقعيت و شرايطم پيشم نمونه

- دوست داشتنش واقعي باشه

- احساس،معرفت و عاشق واقعي باشه

- بي جنبه و بي ظرفيت نباشه و...

جواب فال حافظ

آرزوتو ببر به گور ...اگر بود خودم ميگرفتمش


خاطره


یادم میاد روز سه شنبه بود معلم عربی سال سوم دبیرستان بچه های تنبل کلاس رو اورد پای تخته کلاس البته منم جزئی از اونها بودم ، و گفت که اگه یک بار دیگه نمره عربی رو زیر 12 بگیرید از کلاس من اخراج هستید و مستمر آزاد میشید (من یه بار هم سال 4 دبستان مستمر آزاد بودم البته خانم معلم به من مستمرم رو داد،اسمش رسولیان بود یه زن چاق و مهربون،اصولا همه چاق ها مهربون هستن مثل من) من که ترسیده بودم نکنه آقای حسن نژاد بخواد من رو بندازه یا مستمر آزادم کنه بهش قول دادم که نمره بالا 12 بگیرم.
آقای حسن نژاد بچه شمال رشت بود برادرش هم قبلا معلم ما بود شغل اصلیش برنج فروشی بوده یه بار که آقای حسن نژاد رفته بود ستاد برای نمایندگی شهر ساری به برادرش گفته بود که بیاد و به ما درس بده،وقتی هم که آمد بوی انبه آورد نشسته شروع کرد در مورد برنج های اعلای خودش ، یا درباره آداب ازدواج و رسم و رسوم در شهرستان ها ، میگفت من هنوز دستمالی که نشان دهنده باکره بودن زنمه رو نگه داشتم که

یکی بلند شد گفت : استاد کجا نگه داشتین توی الکل یا توی صندق امانات که کلاس منفجر شد،

بنده خدا کیفش رو برداشت و رفت بعد هم ناظم اومد و 2 نمره از همه کم کرد،بگذریم بله آقای حسن نژاد گفت : که دو روز دیگه 5 شنبه من میخوام امتحان بگیرم اگه نخونید دیگه سر کلاس من نیایید.

بگذریم که توی این دو روز من حتمی یک بار هم لای کتاب رو باز نکردم صبح 5 شنبه که سوار اتوبوس شدم وقتی یادم افتاد که امتحان داریم دلم میخواست مثل این فیلم ها یه داد بزنم که همه صدام رو بشنون ولی چه فایده گاوم زایده بود اونم یه گوساله بزرگ اندازه حسن نژاد ، توی اتوبوس گفتم تقلب میکنم ولی نمیشد جلویی من ، از من بدتر بود چون بچه های تنبل رو مینداخت کنار هم، بچه زرنگها هم مطمئنا پیش استاد میشستن،پس باید چیکار میکردم ؟


که یهو یه فکر بکر از جلوی چشمام رد شد خورد به شیشه اتوبوس ، از اتوبوس پیاده شدم رفتم سمت دبیرستان جلو بچه های خودم رو زده بودم به گیجی به هیچکس سلام نمیکردم توی صف باید بر میگشتم سمت قبله برای خوندم دعای فرج منم بر نگشتم شروع کردم به آواز خوندن با صدای آروم که بچه ها فقط بشنون ، بچه های هر چی سعی میکردن من رو به سمت قبله برگردونن نمیتونستن چون یا داد میزدم یا با اخم نگاهشون میکردم، دعا که تموم شد بچه ها برگشتن سمت ناظم که من روم رو کردم سمت قبله و دعا میخوندم، بچه ها گیج شده بودن که چرا دارم اینکارو میکنم،حرف های ناظم که تموم شد دستور داد بریم سر کلاس منم برگشتم رفتم سر کلاس بعد رفتم زیر میز خوابیدم که معلم ادبیات اومد تو دید که من زیر میز خوابیدم اعصبانی شد گفت زارعی بلند شو ، مگه با تو نیستم ، منم اصلا بهش توجه نمیکردم یکی از بچه ها از سرجاش بلند شد اومد سمت من سرم رو گرفت رو پاش بعد چشمام رو که بسته بودم رو باز کرد منم سریع چشمم رو بردم بالا که سفیدی چشمم معلوم بشه که یهو داد زد استاد ترامادول خورده.

(درسته من نقشه کشیدم که نقش یکی که ترامادول خورده رو بازی کنم که از دست حسن نژاد فرار کنم زنگ دوم عربی داشتیم و من نخونده بودم ، سال 87 بچه ها قرص های ترامادول رو خشاب خشاب میخوردن ، کسی که ناشتا یه خشاب ترامادول 100 بخوره مغزش به هم میریزه ، یکی از بچه ها که خورده بود تعریف میکرد من 1 ساعت داشتم با چراغ خوابم صحبت میکردم فکر میکردم خداست که اومده سمت من، چقدر گریه کردم و توبه کردم بعد ازش خواستم که بذاره ببوسمش اونم به من اجازه داد تا لبم رو گذاشتم رو اون نور که لبهام سوختن، یا یکی دیگه توی مدرسه خورده دکتر مدرسه رو گرفته بود زده بود و به معلم آرایه های ادبی تعظیم کرده بود، برای همین منم این نقشه رو کشیده بودم و هیچکس هم شک نمیکرد که این کارم دروغ باشه)

آقای واصلی رفت پیش ناظم آقای چایچی که بگه چی شده بچه ها من رو انداختن رو دوششون اوردن انداختن روی میز ناظم که منم برای اینکه طبیعی جلوه بده داد زدم :


گمشو آشغال دستت و از ... بیار بیرون ، بچه ... بزن به چاک
،
که ناظم اومد کنارم گفت :
مجتبی چی شده؟ چرا فحش میدی؟

بیا روی زمین دراز بکش ، منم اصلا حرفش رو گوش نکردم گذاشتم ناظم و یکی از بچه ها من رو روی زمین بخوابونن، که یهو مدیر مدرسه اومد توی دفتر تا من رو دید گفت :

چی شده آقای چایچی این سر و صدا ها برای چیه؟
چایچی هم براش توضیح داد که ممکنه ترامادول خورده باشه،مدیر هم دوزانه نشت روی زمین رو کرد به من گفت :

چی شده زارعی جان؟ چی خوردی کثافت
خر ،

نزدیک بود بزنم زیر خنده ، نشست کنارم نبضم رو گرفته بود گفت : چرا آقای معینی (دکتر دبیرستان) نیامده؟ که ناظم گفت :
ترسیده بنده خدا زنگ زده آمبولانس.

تا شنیدم آمبولانس نزدیک بود سکته کنم گفتم خدایا حتما بعدش هم زنگ میزنن به مادرم که خونست، داشتم فکر میکردم که یهو یه سیلی محکم خورد توی صورتم خدایش من فقط شنیده بودم که بعضی از سیلی ها جوری هستش که برق از جلوی چشمات رد میشه که من اون موقع رعد و برق دیدم ، بعد یکی دیگه زد اون ور صورتم داشتم از درد میمردم که یهو مدیر شروع کرد به فشار دادن کول هام ، کول هام داشتن میشکستن نمیدونید چه دردی داشت، بعد پاهام رو گرفتن به سمت بالا که خون به مغزم برسه یه لحظه خندم گرفته بود بعد سریع جدی شدم با خودم گفتن الان که شلوارم رو بکشن پایین، که صدای آمبولانس رو شنیدم که آژیر کشان اومدن توی مدرسه.


معلم ها اول زنگ رو درس ندادن بلکه داشتن بقیه رو نصیحت میکردن که مثل من نشن،مدیر رو کرد به من گفت :


مجتبی نترس گروه نجات اومد
،

خداییش دیگه نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم آخه
S.O.S گروه نجات هستش حالا اگه بعضی ها به آمبولانس میگن گروه نجات رو نمیدونم ولی اون لحظه برای من خنده دار بود نمیدونم چی شد اون رو گفت منم با ناخن شست انگشت اشارم رو فشار دادم که نخندم.
وقتی که بچه های تکنیسین پزشکی اومدن سریع نبضم رو گرفتن بعد فشارم رو و گذاشتنم روی میز که پزشک مدرسه اورده بود ، منم یخورده خودم رو به خوب شدن زدم که یکیشون گفت خداروشکر خطر رفع شده نبضش که عادی هست فشارش فقط بالا بوده شاید به خاطره این بوده باشه،مدیر گفت : لازم هست که ببریدش به بیمارستان؟
تکنسین پزشکی : نه فقط باید استراحت کنه.
مدیر رو کرد به ناظم که زنگ بزن به خانم زارعی بیاد اینجا،فقط آروم بهشون بگو که نترسن.
ناظم هم گوشی رو برداشت دفترش رو باز کرد و زنگ زد خونه.
ناظم : سلام خانم زارعی
مادرم : سلام بفرمایید!!!
ناظم : چایچی هستم ناظم پسرتون،خانم زارعی پسرتون بیماری خاصی داشتن؟
مادرم : داشتن ؟ یعنی چی ؟ چیزی شده ؟
ناظم : نه خانم زارعی منظورم این بود که بیماری خاصی دارن آخه حالشون بد شده.
مدیر : آقای چایچی این چجور حرف زدنه مرد مومن، گوشی رو بده به من.
مدیر: سلام خانم زارعی ، من طالبی هستم مدیر دبیرستان پسرتون،آقا مجتبی فشارشون افتاده بود حالشون بهم خورده همین ، چیزی نشده خواهرم الان گروه نجات اینجاست.
مادرم : بله،میگرن داره،الان میام اونجا خداحافظ.
مدیر رو کرد به تکنسین های پزشکی گفت : میگرن داره شاید به خاطره این باشه، بنده خداها هم باورشون شده بود و به من گفتن بخواب تا مادرت بیاد و همه رفتن بیرون به جزء مصطفی که مونده بود مواظب من باشه نیافتم پایین ، رو کردم به مصطفی گفتم رفتن، مصطفی با تعجب نگاهم میکرد، گفتم به چی نگاه میکنی بچه ... با خنده.

مصطفی : خیلی عوضی هستی منم باورم شده بود ، خیلی فیلمی ، خوب امتحان رو پیچ رفتی


نیم ساعت بعد مادرم اومد دنبالم و اجازم رو گرفت و رفتیم ، توی راه یه دونه زد تو سرم گفت : باز دیوونه بازی در اوردی،چرا بنده خداها رو اذیت کردی من که میدونم داری نقش بازی میکنی،رو کردم به مادر خندم گرفته بود کل قضیه رو گفتم ، توی ماشین اینقدر خندمون گرفته بود که نزدیک بود تصادف کنیم.


شنبه که رفتم مدرسه از ناظم و مدیر معذرت خواهی کردم که اذیت شدن ، گفتم من 3 تا قرص پروفن خورده بودم چون سرم خیلی درد میکرد.

حسن نژاد هم اون امتحان رو به خاطره من کنسل کرد انداخت 3 شنبه که من شدم

پ ن پ


پ ن پ


سرگرمی

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون


فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

آیا می‌دانید؟

آیا می‌دانید یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا می‌دانید سالی ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد می‌کنند.
آیا می‌دانید خورشید روزی ۱۲۶٫۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد.
آیا می‌دانید کوچک‌ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است (نانو).
آیا می‌دانید با دویدن می‌توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا می‌دانید ۵۶ درصد افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
آیا می‌دانید برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا می‌دانید هر ۱ دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می‌شود.
آیا می‌دانید داوینچی با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر نقاشی می‌کشید.
آیا می‌دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می‌کنند.
آیا می‌دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.
آیا می‌دانید در ساخت برج ایفل ۲٫۵ میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.
آیا می‌دانید بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰٫۰۰۰ نوع بوی مختلف است.
آیا می‌دانید انرژی که خورشید در ۱ ثانیه تولید می‌کند برای مصرف ۱ میلیون سال زمین کافی است.
آیا می‌دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.
آیا می‌دانید ما در طول زندگیمان ۱۸ کیلو پوست می‌اندازیم.
آیا می‌دانید رنگ مورد علاقه ۸۰ درصد آمریکایی‌ها آبی است!
آیا می‌دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می‌دهد یعنی باشه.
آیا می‌دانید در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
آیا می‌دانید نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
آیا می‌دانید مغز در هنگام خواب فعال‌تر از وقتی است که تلویزیون می‌بینید.
آیا می‌دانید اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا می‌شوند.
آیا می‌دانید مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا ۳ استفاده کنند بچه‌های آن‌ها تیزهوش می‌شوند.
آیا می‌دانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰٫۰۰۰جرم خود را از دست داده است.
آیا می‌دانید ایران ۱۰۱۸ شهر دارد.
آیا می‌دانید پر آب‌ترین رود ایران کارون در خوزستان است.
آیا می‌دانید بام ایران استان چهارمحال و بختیاری است.
آیا می‌دانید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس می‌کشد

love


love